دکتر الیزابت اندرسون استاد فلسفه و مطالعات زنان در دانشکده جان رالز دانشگاه میشیگان در مورد جایگاه و مقام سهروردی در تاریخ فلسفه به خبرنگار مهر گفت: سهروردی از فیلسوفان بزرگ نوافلاطونی است. وی مسیر و روشی را در فلسفه برگزید که در تاریخ فلسفه غرب این مسیر به پایان رسیده و به نوعی مسدود شده بود.
وی افزود: باید توجه داشت دو جریان و سنت کلاسیک فلسفی تأثیرگذار بر تاریخ فلسفه غرب خودنمایی میکنند؛ یکی سنت افلاطونی و دیگری سنت ارسطویی. در واقع این دو سنت بر توسعه و پیشرفت تاریخ فلسفه غرب تأثیرگذار بودهاند.
اندرسون تصریح کرد: مکتب افلاطونی و فلسفه افلاطون در اواخر دوران کلاسیک و اوایل دوران مسیحیت از طریق پیروان مکتب نوافلاطونی تأثیرات زیادی از خود بر جای گذاشت.
مؤلف "ضرورت یکپارچگی" گفت: تأثیر مکتب نوافلاطونی را بر "گاسپل" یکى از چهار کتابى که تاریخچه زندگى عیسى را شرح داده میتوان مشاهده کرد.
وی تصریح کرد: اما در هر حال آخرین مکتب نوافلاطونی موسوم به مکتب آتن در قرن ششم میلادی بسته شد و پیروان و طرفداران آن تحت تعقیب قرار گرفتند و برخی از آنها به سرزمین ایران گریختند.
استاد پیشین دانشگاه هاروارد در ادامه افزود: از آن پس سرزمین ایران مکان بهتری در مقایسه با اروپا برای توسعه و پیشرفت اندیشه نوافلاطونی بود.
اندرسون در مورد تأثیر سهروردی بر فیلسوفان غربی نیز تصریح کرد: سهروردی فلسفه و مکتب نوافلاطونی را در جهت آرای عرفانی در قرن 12 میلادی بسط و گسترش داد و به نقد مکتب ارسطویی پرداخت. باید توجه داشت اروپا از سنت و آرای افلاطون و ارسطو و هم از ادامه دهندگان راه آنها از جمله فیلسوفان اسلامی تأثیرات زیادی گرفته است.
این فیلسوف اخلاق معاصر یادآور شد: بسیاری از آثار افلاطون و ارسطو که برای غرب به جای مانده از طریق تلاشهای فیلسوفان اسلامی بوده است.
مؤلف "ضرورت یکپارچگی" گفت: در مورد سهروردی باید توجه داشت که به رغم اهمیت این فیلسوف ایرانی ولی آثار او به زبان لاتین ترجمه نشد و از اینرو شانس اندکی برای تأثیرگذاری بر فیلسوفان غربی و توسعه و پیشرفت فلسفه غرب داشته است.


نظر شما